ميرزا أحمد الآشتياني
55
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
عليه السّلام : هو نور لا ظلمة فيه ، و حياة لا موت فيه ، و علم لا جهل فيه ، و حقّ لا باطل فيه ، فخرجت من عنده عليه السّلام و أنا أعلم الناس بالتّوحيد . [ الحديث 83 معنى قوله عزّ و جلّ : يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ ] و فيه أيضا : باب « العلم و كيفيّته » ( معانى الأخبار ) عن عبد الرّحمان بن سلمة الحريرى ، قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن قوله عزّ و جلّ : يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ فقال عليه السّلام : ألم تر إلى الرّجل ينظر إلى الشيء و كأنّه لا ينظر إليه ؟ فذلك خائنة الأعين .
--> دارند ( مقصود مخلوقاتى است كه داراى شعور باشند ) عرضكردم چگونه او را وصف كنيم ؟ حضرت فرمود : او نور صرفى است كه تاريكى عدم در آن راه ندارد ، و حيات محضى است كه مرگ و نابودى در آن نيست ، و دانشى است كه نادانى در آن نيست ، و ثابتى است كه بطلان و ناچيزى در آن نيست ، پس از نزد حضرت بيرون رفتم در حالى كه داناترين مردم بودم بتوحيد پروردگار ( چنانچه در حديث سابق ذكر شد كه مراد بنوريتى كه ظلمتى در آن نيست وجود صرف غير متناهى است كه هر مرتبه از مراتب وجود فرض شود واجد است ، و حقيقت وجود با تمام كمالات وجوديه مصداقا متحد است مثلا علم عبارت از حضور معلوم است نزد عالم ، و حضور معلوم عبارت از وجود اوست ، و چون همه وجودات ممكنات ، اشراق و تابش ذات خداوندى ميباشند در نزد خداوند حاضرند و ذاتش محيط به تمام آنهاست پس در مرتبهء ذاتيش عالم به تمام موجودات است و اين علم كمالى است كه عين ذات مقدس حق بوده و قبل از ايجاد آنها است ، و به تمام اشراقاتش نيز احاطه دارد و اين علم فعلى حضورى است كه با ايجاد مىباشد ، وحى عبارت از دراك فعالست ، و چون خداوند بذاتش عالم به تمام موجودات است و موجودات اثر و فعل او هستند پس ذاتش عين مصداق حى است و محيط بهر وجوديست ، پس بذاتش شاهد تمام وجوداتست در مرتبهء ذات و در مقام ايجاد ، و حقيت كه عبارت از ثبات و تقرر است كه هيچ مرتبهاى از مراتب بطلان و نيستى در او نيست ، آن هم عبارت از صرف وجود و محض نوريت است ) . ( 1 ) 83 - و نيز در همان جلد : باب « علم و چگونگى آن » ( از كتاب معانى الاخبار ) از عبد الرحمن بن سلمة الحريرى نقل شده كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم از فرمودهء خداى با عزت و جلال ( كه فرمود : ) يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ ( خدا ميداند چشمهاى خيانتكار را ) حضرت فرمود : آيا نديدى مردى را كه به چيزى نظر مياندازد كه گوئيا نظر به او ندارد ، پس اينست چشم خيانتكار .